وبلاگ علمی , عمومی شهروز صبوری

وبلاگ علمی , عمومی شهروز صبوری
شهروز صبوری از استان آذربایجان شرقی و شهر شبستر هستم . لیسانس مدیریت بازرگانی و فوق لیسانس مدیریت اجرایی و هم اکنون دانشجوی دکترای مدیریت کارآفرینی هستم. مدیر گروه مدیریت دانشگاه آزاد واحد خامنه و مدرس سایر دانشگاه های آزاد و پیام نور شهرستان شبستر بوده و دروس رشته های مدیریت و حسابداری را تدریس میکنم.همچنین مشاوره های مدیریتی , اقتصادی و تحصیلی را به علاقه مندان ارائه مینمایم.
مقالات ذیل را در کنفرانس های ملی و بین المللی ارائه کرده و در مجلات داخلی و بین المللی نیز به انتشار رسانده ام:
1- بازاریابی سبز در ایران ، پتانسیل ها و چالش ها (1389)
2- رابطه بین هوش هیجانی و مدیریت بحران (1392)
3- وقف ثروت بی پایان در تاریخ و فرهنگ شبستر (1392)
4- فرایند گذار به توسعه با رویکرد حماسه اقتصادی (1392)
5- آموزش کارآفرینی نیاز امروز فضای کسب و کار (1393)
6- کارآفرینی راهی به سوی بهبود فضای کسب و کار (1393)
7- ارتباط کارآفرینی و هویت اقتصادی (1393)
8- Entrepreneurship Training is the Requirement of Business Environment of Today (2014)

۵۴ مطلب با موضوع «مدیریت» ثبت شده است

چهارشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۵۲ ب.ظ

سرمایه اجتماعی

از دیرباز سرمایه های مورد استفاده انسان به اشکال مختلفی تقسیم بنده شده بودند که میتوان به سرمایه های فیزیکی , سرمایه های مالی , سرمایه های انسانی و … اشاره کرد . اما از آغاز قرن بیستم سرمایه جدیدی مطرح شد که به سرمایه اجتماعی (Social Capital)معروف گردید . حال باید دید سرمایه اجتماعی چیست و چه کارکردهایی دارا میباشد.
انسان به طور ذاتی در تعامل با دیگران نیازهای خود را برطرف ساخته و گذران امور می‌کند. اثرات این کنش‌های متقابل در نقش آنها تا حدی است که حذف آن، زندگی را غیر ممکن می‌سازد. اما در این میان دانشمندان علوم اجتماعی با نگرشی کنجکاوانه در جوامع به شناسایی این کنش‌ها پرداخته و به مجموع عواملی پی برده‌اند که آن را سرمایه‌اجتماعی نامیده‌اند. مفهوم سرمایه‌اجتماعی در برگیرنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا یک جامعه است که نظام هدفمندی را شکل می‌دهند و آنها را در جهت دستیابی به هدف‌های ارزشمند هدایت می‌کند.دغدغه تنزل روابط اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که به کرات در جامعه‌شناسی کلاسیک و معاصر به چشم می‌خورد. جامعه‌شناسان معاصر برای بررسی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی از مفهوم سرمایه اجتماعی بهره جسته‌اند.
اصل این مفهوم در مقاله‌ای توسط شخصی به نام هانیفن (Lyda Judson Hanifan: 1879-1932) در سال 1916 که در آموزش و پرورش ایالت ویرجینیای امریکا خدمت می‌کرد به کار گرفته شد. از نظر هانیفن سرمایه اجتماعی، شامل دارایی‌هایی است که در زندگی روزانه افراد وجود دارند مانند: حس تفاهم، رفاقت و دوستی، احساس همدردی در روابط اجتماعی بین افراد و بین خانواده‌هایی که یک واحد اجتماعی را تشکیل می‌دهند. نظریه هانیفن برای نیم قرن مسکوت ماند تا در سال 1961 جاکوب (Jacobs) در اثر خود به نام “زندگی و مرگ در شهرهای بزرگ امریکایی” از سرمایه اجتماعی بحث کرد و نقش آن را در ارتباط با حفظ نظافت، برخورد با جرم و جنایت خیابانی در محدوده‌های حومه و قدیمی شهری مطرح کرد. گلن لوری (Glen Loury) اقتصاددان و ایوان لایت (Iven Light) جامعه‌شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را در دهه 1970 برای توصیف مشکل توسعه اقتصاد درون‌شهری به کار بردند. اولین توضیح و تفسیر یکپارچه این اصطلاح توسط بوردیو در سال 1972 انجام شد. در دهه 1980جیمز کلمن فصل مهمی از کتاب “بنیان‌های نظریه اجتماعی” خود را به بحث سرمایه اجتماعی اختصاص داد و در سراسر این کتاب نیز به توضیح عناصر و اجزای آن پرداخت. در دهه 1990 مفهوم سرمایه اجتماعی توسط بانک جهانی و کتاب “بولینگ تک‌نفره” رابرت پاتنام معروف شد. طی سال‌های 1990 به این‌سو، مفهوم و نظریه سرمایه اجتماعی با اقبال قابل توجه اندیشمندان و محققان رشته‌های مختلف علوم اجتماعی مواجه شده است.


در دیدگاه‌های سنتی مدیریت توسعه، سرمایه‌های اقتصادی، فیزیکی و نیروی انسانی مهمترین نقش را ایفا می‌کردند اما در عصر حاضر برای توسعه بیشتر از آنچه به سرمایه‌اقتصادی، فیزیکی و انسانی نیازمند باشیم به سرمایه اجتماعی نیازمندیم زیرا بدون این سرمایه، استفاده از دیگر سرمایه‌ها به طور بهینه انجام نخواهد شد. در جامعه‌ای که فاقد سرمایه‌اجتماعی کافی است سایر سرمایه‌ها ابتر می‌مانند و تلف می‌شوند. از این‌رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل اساسی برای نیل به توسعه پایدار محسوب شده و حکومت‌ها و دولتمردانی موفق قلمداد می‌شوند که بتوانند با اتخاذ سیاست‌های لازم و ارائه راهکارهای مناسب در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل شوند.شاید بارها دیده و شنیده اید که مردم در بسیاری از کارها از دولت گله دارند در حالیکه دولتی ها نیز در برخی موارد از مردم گله گذاری میکنند اما حقیقت چیست و کدام طرف حق دارد؟اگر با مفهوم سرمایه اجتماعی به این سوال پاسخ دهیم این است که دولت به تنهایی و بدون حضور مردم توان انجام کاری را ندارد و از دیرباز در هر کاری مردم وارد شده و به دولت کمک کرده اند کارها به سرعت پیش رفته و جایی که مردم حاضر نبوده اند دولت کار چندانی برنیامده برای مثال وقتی در منطقه ای زلزله رخ میدهد قبل از آنکه دولت دست به کاری بزند این مردم و گروه های اجتماعی و غیر دولتی هستند که اقدام به کمک رسانی و انجام عملیات امدادی میکنند و بعد دولت اقدام به بسیج نیروها و پشتیبانی نموده و شاید فعالیت اصلی دولت بعد از اتمام کارها و بازسازی منطقه باشد که به هر روی قبل از دولت این مردم و گروههای مردمی هستند که کار را به پیش میبرند پس میبینیم که مردم میتوانند در بسیاری از زمینه های کارهای مهمی را انجام دهند و همیشه هم نباید منتظر دولت باشند برای مثال خیرین در بسیاری از مناطق محروم اقدام به ساخت مدرسه , بیمارستان , ورزشگاه و … می نمایند در حالیکه شاید بودجه های دولتی به سختی به این مناطق و امور اختصاص یابد اما آیا این نکته که مردم دارای توان اجتماعی هستند مسئولیت دولت را کم میکند؟ باید گفت خیر مردم میتوانند خیلی از کارها را با همکاری خود انجام دهد اما دولت هم باید برای استفاده بهینه از این سرمایه عظیم مردم (که همان سرمایه اجتماعی می نامیم) آنرا تقویت نماید و با حمایت خود از گروه های مردم نهاد , اجتماعات , هیات ها , گروه های شهروندی , موسسات خیریه و … آنها را در راه ایفای این نقش حیاتی در جامعه حمایت نماید.اگر سرمایه اجتماعی را ارتباط و شبکه‌های اجتماعی‌ای که می‌توانند اطمینان و حس همکاری را در میان افراد حاضر در شبکه‌های مورد بحث ایجاد کنند بدانیم، آنچه بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند نقش نهادهای جامعه مدنی در تشکل این سرمایه است. اگر ما مانند عنصری از یک سازمان مدنی به صورت همیشگی همدیگر را ملاقات کنیم احساس مسئولیت نسبت به همدیگر در ما پیدا می‌شود و می‌توانیم به همدیگر اعتماد کرده و در نهایت با هم همکاری کنیم. برای اینکه احساس اطمینان در بین باشد لازم است که ما همدیگر را ملاقات کنیم و ارتباط مدام با هم داشته باشیم. همچنین چیزی که به طور جمعی می‌توانیم به دست آوریم به تنهایی نمی‌توانیم.
انسان موجودی اجتماعی است و در اجتماع است که قابلیت های خود را بروز داده و از بالقوه به بالفعل تبدیل میکند و هر چه میزان تعامل اجتماعی بیشتر باشد این قابلیت ها بیشتر رشد پیدا کرده و نتایج مطلوب تری به دست میدهند در نتیجه هر جامعه ای میخواهد در راه رشد و توسعه قدم بردارد باید در این زمینه کوشش نموده و موجبات فعالیت های اجتماعی را به وجود آورد.امروزه در جامعه ما نمودهای سرمایه اجتماعی خود را بیش از پیش نشان میدهند و بسیار پررنگ تر از همیشه پیش چشمانمان هستند به طوریکه در هر جایی مولفه های سرمایه اجتماعی همچون همکاری , همیاری , حضور مردمی , اعتماد و … وجود داشته باشد کارها به طور روان ادامه خواهند یافت ولی در جاهایی که این مولفه ها کمرنگ بوده یا اصلا وجود نداشته باشند شاهد کندی و یا حتی به بن بست خوردن کارها خواهیم بود.برای مثال وقتی اداره برق از مردم میخواهد در مصرف صرفه جویی نمایند در واکنش مردم شاهد میزان سرمایه اجتماعی آن جامعه هستیم چه بسا اگر مردم به این اطلاعیه عمل نموده و فردا مصرف برق به میزان قابل توجهی کاهش یابد سرمایه اجتماعی آن جامعه بالا است ولی اگر خیر مصرف کاهش نیابد یا حتی افزایش یابد یعنی سرمایه اجتماعی تقویت نشده است و در حد پایینی قرار دارد یا زمانیکه گروهی زیست محیطی از مردم میخواهد در پاکسازی و پاک نگه داشتن محیط زیست کمک نمایند یا زمانیکه پلیس راهنمایی از مردم میخواهد کمربند بسته یا سرعت مجاز را رعایت نمایند و موارد مشابه دیگر همگی نشان دهنده استفاده از سرمایه های اجتماعی است.
حال بعد از اینکه اهمیت سرمایه های اجتماعی را فهمیدیم سوالی که مطرح میشود این است که برای تقویت و حمایت از آن چه باید کرد؟ آیا این سرمایه ثابت است یا با تلاش میتوان آنرا افزایش داد؟در پاسخ باید گفت اگر امروز بر وجود کارهای گروهی و حضور اقشار مردم در صحنه های مختلف تاکید میشود (پیاده روی های همگانی – جشن های عمومی – مراسمات دینی مانند ایام محرم و ماه مبارک رمضان – گروههای خیریه – گروههای شهروندی مانند گروه زیست محیطی و …) همانا استفاده از سرمایه های اجتماعی و بسط و گسترش آنها مد نظر است چون اثرات آنها اثبات شده و میدانیم که هر چقدر سرمایه اجتماعی افزایش یابد موجب رشد و توسعه روزافزون جامعه خواهد شد پس باید تا حد ممکن در تقویت فعالیتهای فوق و هرگونه فعالیت دیگری که موجبات رشد سرمایه اجتماعی میشود تلاش کرد بدین منظور باید از اجتماعات مردم مانند گروه های غیر دولتی , گروه های ورزشی , هیات ها , گروه های دوستی , اتحادیه ها و …بهترین استفاده را انجام داد و با حمایت و تقویت این گروهها سرمایه های اجتماعی را دایما در حال رشد قرار داده و آماده استفاده در جهت توسعه پایدار جامعه نگه داشت.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۸:۵۲
شهروز صبوری
سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۱۰ ب.ظ

شرکت تویوتا نماد موفقیت صنعت ژاپن

Toyota Logo

شرکت تویوتا یک نمونه بارز برای به نمایش گذاشتن موفقیت صنعت ژاپن است. تویوتا در سراسر ژاپن ۱۲ کارخانه تولیدی دارد. بازار خارجی تویوتا ۱۷۰ کشور و منطقه را در برمی گیرد.

تویوتا شرکت خودروسازی ژاپنی و چندملیتی است، که دفتر مرکزی آن، در شهر تویوتا، آیچی قرار دارد.

شمار کارکنان شرکت تویوتا در سال ۲۰۱۳ بیش از ۳۳۳ هزار نفر اعلام شد و در سال ۲۰۱۱ پس از جنرال موتورز و گروه فولکس‌واگن، به‌عنوان سومین شرکت خودروسازی جهان از نظر میزان فروش شناخته شد.

کسب مقام بزرگ‌ترین خودروساز دنیا در سال ۲۰۱۳ توسط تویوتا با فروش ۹. ۹۸ میلیون دستگاه خودرو با شکست دادن جنرال موتورز که ۹. ۷۱ میلیون دستگاه خودرو تولید کرده و با فاصله‌ای اندک بدست آمد.

در سال ۲۰۱۲ آن‌ها توانسته بودند با فروش ۹٫۷۵ میلیون دستگاه خودرو این مقام را به‌دست بیاورند، در حالی که در سال ۲۰۱۳ موفق شدند با افزایشی ۲ درصدی ۹٫۹۸ میلیون دستگاه خودرو به فروش برسانند.

میزان فروش سالانه‌ی جنرال موتورز به میزان ۴ درصد افزایش یافت و به ۹٫۷۱ دستگاه رسید، ولی برای به‌دست آوردن رتبه نخست کافی نبود.

شرکت فولکس واگن نیز با فروش ۹٫۷ میلیون خودرو در رتبه‌ی سوم بزرگترین خودرو ساز دنیا قرار گرفت. آمارهای با جزئیات دقیق‌تر در ۱۳ مارچ ارائه خواهند شد.

‌باید به این نکته‌ مهم اشاره کنیم که تمام آمارهای تویوتا شامل فروش مدل‌های لکسس و سایون، و همچنین کامیون‌های دایهاتسو و هینو نیز می‌شود.

شرکت تویوتا یک نمونه بارز برای به نمایش گذاشتن موفقیت صنعت ژاپن است. اگرچه بیشتر در طراحی و نه در خلق ایده های جدید محافظه کار بوده است، اما توجه ویژه آن به کیفیت ساخت و قابلیت اطمینان باعث شده است تا کم کم در جذب اعتماد مشتری برنده باشد.

تاٌکید آن بر توسعه تکنولوژی و کارآیی تولید، به تولیدات به روز و با ارزش در برابر پول منجر شده است. با این وجود، در سالهای اخیر تویوتا هم در طراحی و هم در تکنولوژی خلاقیت بیشتری در پیش گرفته است. می توان به عنوان مثال پروس و آی کیو را مطرح نمود.

تویوتا دارای عناوین تجاری زیاد و شرکت های فرعی زیادی نیست. بیشتر اتومبیل ها تحت عنوان نام تجاری خود به فروش می روند.

در حالیکه دایهاتسو عهده دار اتومبیل های کوچک (مخصوصاً کی کارز) و لکسوز بر اتومبیل های گرانبها و با ارزش متمرکز است، سیون یک عنوان جدید است که توسط بخش فروش در آمریکا خلق شده است و هنوز تقریباً بی اهمیت است.

کامیون های سنگین و اتومبیل های تجاری توسط شرکت وابسته هینو ساخته می شود. از آنجاییکه تویوتا بیشتر به تلاش خود باور داشت، در عنوان های خارجی سرمایه گذاری نکرد.

تویوتا در سراسر ژاپن ۱۲ کارخانه تولیدی دارد. بازار خارجی تویوتا ۱۷۰ کشور و منطقه را در برمی گیرد.

شرکت‌های تولیدی خارجی سازنده تویوتا ۵۲ شرکت و در ۲۷ کشور جهان پراکنده می‌باشند.

در سال ۲۰۰۵، در ژاپن ۶۵۷۹۸ نفر در کارخانه‌های شرکت کار می‌کرده‌اند، که با احتساب ۵۲۳ شرکت زنجیره تامین، که ۲۳۱ شرکت آن در خارج از ژاپن مستقر است، این تعداد به ۲۸۵۹۷۷ نفر می‌رسد.

گفتنی است؛ موسس شرکت تویوتا آقای ساکیچی بوده است. این کارخانه در سال ۱۹۱۸ احداث شده است. در ابتدا شرکت تویوتا کارخانه نساجی بود.

در ابتدا اسم شرکت تویوتا بدین صورت نبوده است. در بدو تاسیس شرکت اسم کارخانه تویودا بوده که به معنی کشتزار وسیع برنج می‌باشد.

در سال ۱۹۳۶ کیچیروه پسر ساکیچی موسس شرکت تویودا این کارخانه را تبدیل به یک کمپانی خودروسازی کرد. و در‌‌ همان سال اولین

خودروی تویوتا وارد بازار شد.

اولین محصول تجاری شرکت تویوتا، کامیون ۱٫ ۵ تنی جی۱ بود. در طی جنگ جهانی دوم تمام کارخانه در اختیار جنگ بود و برای ارتش ژاپن، کامیون تولید می‌کرد. تا چند سال بعد، از اتمام جنگ نیز، اجازه تولید خودرو به تویوتا داده نشد.

در سال ۱۹۷۷ مرکز فنی تویوتا در ایالات متحده آمریکا افتتاح شد و سال ۱۹۸۴ همکاری تویوتا با جنرال موتورز در ایالات متحده صورت گرفت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۴:۱۰
شهروز صبوری
دوشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۰ ب.ظ

تصویر مدیریتی (تورم مدیریتی)

سلام

اینم تصویری مدیریتی که نشانگر تورم در سطح ستادی ادارات و شرکت ها و سازمان هاست

به طوریکه در اغلب این نهادها ما شاهد هستیم که نیروی پشتیبانی بیشتر از نیروی کار

اصلی است برای مثال در شرکتی که تنها 10 نفر کارگر دارد و با یک یا دو نفر مدیر اداره

میشود شاهد 5-6 مدیر هستیم که تاثیر چندانی در تولید و اثربخشی سازمان فوق ندارند :



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۰
شهروز صبوری

در نتیجه سلسله مطالبی که پیرامون مبحث رشد و توسعه نوشته شد و در آن انواع مدلهای رشد متوازن , غیرمتوازن و فشار بزرگ بررسی شد و برای تطبیق وضعیت کشورمان ایران و ارائه پیشنهادی برای آن باید عرض شود که رشد متوازن در وضعیتی که توان اقتصادی پایین باشد روی هم رفته بی نتیجه خواهد بود و در کشورمان نیز تا امروز چندین دوره برنامه هایی برای استفاده از مدل فشار بزرگ طراحی شده که بنا به عللی به نتیجه دلخواه نرسیده است پس در نهایت استفاده از مدل رشد نامتوازن برای کشورمان بهترین گزینه می باشد اما کدام بخش ؟ بخش کشاورزی برای اولویت قرار دادن چندان مثمر ثمر نبوده و با مسائل کم آبی و کمبود زمینهای حاصلخیز مواجه می شود بخش نفت هم که سالهاست سکاندار توسعه کشور است آنطور که باید نتوانسته است به نتیجه برسد به طوریکه در تمامی طرحهای توسعه کشور صحبت از کاهش وابستگی به نفت می باشد صنعت و تکنولوژی نیز به نظر جوابگو نمی باشد و نتوانسته است خود را با وضعیت جهانی تطبیق دهد پس راهکار چیست و باید چه بخشی را به عنوان لوکومتیو رشد و توسعه کشور قرار دهیم؟ سالهاست به نظر می رسد که صنعت حمل و نقل مخصوصا حمل و نقل ریلی می تواند بهترین گزینه برای اولویت قرار دادن برای توسعه کشور در مدل رشد نامتوازن باشد به طوریکه اولا شاهد هستیم که حمل و نقل ریلی آنطور که باید رشد نیافته و تنها در بخشهایی از کشور در دسترس می باشد و می توان با گسترش آن به تمامی کشور خدمات فراوانی به مردم ارائه کرد در ثانی با حجم عظیم مالی که صنعت حمل و نقل دارا می باشد و انتقال آن به بخش ریلی که با هزینه های کمتر و ارزش افزوده بیشتر است می توان آنرا جایگزین بسیاری از طرحهای عمرانی کرده و از کنار آن به عمران آبادانی پرداخت و در نهایت اینکه با وصل شبکه های سراسری ریلی به تمامی مبادی های ورودی و خروجی کشور تجارت گسترده ای در زمینه ترانزیت کالا به وجود آورد . پس پیشنهاد من به مقامات مسئول , نمایندگان , دولتی ها و سایر دست اندرکاران این است که بر روی گسترش مسیرهای ریلی فکر کرده و طرحهای مورد نیاز در این زمینه را آماده کنند که یقینا می تواند سکاندار رشد و توسعه کشور باشد.


kani


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۵:۴۸
شهروز صبوری

سلام

بعد از ارائه مباحثی درباره رشد و توسعه اقتصادی و بررسی نظریه های رشد متعادل و رشد نامتعادل به سومین نظریه که یکی از مهمترین نظریات بوده و راهکار رهایی از بسیاری مشکلات می باشد می رسیم . طی این نظریه روزن اشتاین اشاره دارد که با سرمایه گذاری کم در تمامی بخشها یا سرمایه گذاری زیاد تنها در یک بخش اقتصاد رشد و توسعه پیدا نمی کند و برای رشد باید فشار بسیار بزرگی (مانند فشار زیادی که به هواپیمای در حال برخاستن از باند وارد میشه) به اقتصاد وارد بشه تا بتونه به نتیجه مطلوب برسه . برای مثال در صورت بررسی مثالهای قبلی اگر اقتصاد فرضی دارای پنج بخش باشد و ما تنها 5 میلیون واحد بودجه داشته باشیم باید با برنامه ریزی دقیق و تامین منابع از هر طریقی (جذب سرمایه خارجی یا ایجاد بدهی یا …) باید بیست میلیون واحد دیگه تامین مالی کرده و به هر بخشی پنج میلیون واحد پول تزریق کنه که در اینصورت تمامی بخشها با قدرت و توانی مضاعف شروع به رشد کرده و به موفقیت می رسد و در این صورت اقتصاد فوق شاهد رشد و توسعه ای همه جانبه و جامع خواهد بود.

تز فشار همه جانبه به این معنی است که برای چیرگی بر موانع موجود بر سر راه توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه، نیاز به یک برنامه جامع و کامل سرمایه‌گذاری است. روزن اشتاین معتقد است که کشورهای در حال توسعه معمولا در حال رکود به سر می‌برند و برای کنده شدن از این رکود و قرار گرفتن در راه رشد مداوم اقتصادی نیاز به سرمایه گذاری‌های زیادی است. وی معتقد است که در این کشورها به دلیل ضعف تاریخی نیروهای مولد و فقدان مکانیسم بازار جهت تعدیل قیمت ها، شرکت دولت در فعالیت‌های اقتصادی ضروری است. و دخالت دولت در اقتصاد تا زمانی ادامه می‌یابد که اقتصاد به رشد مداوم برسد، و پس از آن بخش خصوصی جایگزین بخش دولتی خواهد شد. به دلیل این که منابع تولید در کشورهای توسعه نیافته محدود می‌باشد برای رسیدن به توسعه اقتصادی باید این منابع محدود صرف منابع توسعه اقتصادی گردد. قرار دادن کشوری در راه توسعه مداوم اقتصادی، شبیه قرار دادن یک هواپیما در باند پرواز است. هواپیما قبل از پرواز می‌بایستی آن قدر سرعت بگیرد تا آماده پرواز شود. این سرعت گرفتن در روی باند فرودگاه شرط لازم برای موفقیت در پرواز است.
به عقیده وی توسعه تدریجی و اعمال سیاست‌های اقتصادی به صورت گام به گام قادر نخواهند بود که اقتصاد را به طور موفقیت آمیز در خط رشد اقتصادی قرار دهند. برای رشد مداوم اقتصادی نیاز به یک حداقل سرمایه‌گذاری است که می‌بایستی به طور همه جانبه و یکباره صورت گیرد، در غیر این صورت هواپیما روی باند خواهد ماند. برای سرمایه‌گذاری باید آن دسته از پروژه‌ها انتخاب شوند که سود اقتصادی و اجتماعی را به حداکثر برسانند. بنابراین استفاده از تکنولوژی جدیدتر برای موفقیت اقتصادی ضروری است. البته وی مخالف وابستگی تکنیکی به کشورهای دیگر است. به عقیده روزن‌اشتاین منابع سرمایه کشورهای در حال توسعه بسیار محدود است، پس این سرمایه ارزشمند نمی بایستی بیهوده به هرز رود، در نتیجه به طور همزمان نیاز به ایجاد صنایع تولیدکننده و کالاهای سرمایه ای در داخل کشور است. بنابراین تقسیم‌ناپذیر بودن و صرفه‌جویی‌های خارجی از کمیابی سرمایه در داخل نشات می‌گیرد. اگر سرمایه را به اجزا کوچکتر تقسیم کنیم، دیگر کارایی لازم برای رهایی از حالت رکود اقتصادی را از دست خواهد داد.
فقدان زیربنای اقتصادی در کشورهایی در حال توسعه موجب می‌شود که سایر سرمایه‌گذاری‌های غیرمفید و غیراقتصادی باشد. حمل و نقل، نیروی برق، ارتباطات و سایر تسهیلات زیربنایی لزوماً نیازمند سرمایه‌گذاری‌های وسیعی است، اما با توجه به سطح پایین پس انداز نمی توان حجم قابل توجهی از سرمایه‌ها را صرف انجام این گونه سرمایه‌گذاری‌ها نمود. به نظر روزن اشتاین یک برنامه سرمایه‌گذاری جامع و بسیار وسیع لازم است تا از طریق آن بتوان چنین پروژه‌های سرمایه‌گذاری را به طور همزمان در بخش‌های اقتصادی انجام داد.
روزن اشتاین وظیفه اول در راه صنعتی شدن را تربیت نیروی کار ماهر و آموزش دیده می‌داند. اما موضوع این است که تربیت نیروی کار ماهر از نظر کارفرمایان بخش خصوصی یک مساله سودآور نیست، زیرا ممکن است کارگران ماهر پس از دوره آموزشی خود در بنگاه‌های دیگر جذب شوند و سرمایه‌گذاری را با زیان روبرو سازند. روزن اشتاین معتقد است که دولت از طرف کل موسسه‌های تولیدی در جامعه می‌تواند این وظیفه را عهده‌دار شود. او وجود کارگران ماهر و آموزش دیده در یک جامعه را «صرفه‌جویی‌های خارجی» می‌داند زیرا با تربیت این کارگران موسسه‌های تولیدی نیازی نمی‌بینند که هر یک به طور مستقل و جداگانه به تربیت نیروی انسانی اقدام کنند.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۹
شهروز صبوری
يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ

مدل رشد اقتصادی نامتوازن (آلبرت هیرشمن)

سلام

در ادامه مطالب مربوط به رشد به دومین مدل که مدل اقتصادی رشد نامتوازن است می رسیم . در مدل قبلی گفتیم که باید به همه بخشها به طور مساوی توجه شود و در این مدل برعکس آن یک بخش که با توجه به شرایط کشور و وضعیت اقتصادی بهتر تشخیص داده شده و توانایی توسعه سایر بخشها را هم دارد مورد توجه قرار گرفته و به عبارتی لوکوموتیو قطار توسعه می شود تا با تزریق تمام توان به این آن سایر بخشها را هم در پشت سر خود کشیده و به جلو ببرد . برای مثال اگر همان 5 بخش اقتصاد , کشاورزی , آموزش , صنعت و فرهنگ در کشور فرضی وجود داشته باشد و 5 میلیون واحد هم بودجه در اختیار باشد اقتصاد فوق مثلا کشاورزی را در اولویت دانسته و تمام 5 میلیون را به آن تزریق می کند تا با رشد کشاورزی سایر بخشها را هم به دنبال خود رشد و توسعه دهد.

تشریح مدل

توسعه اقتصادی یک فرآیند مستمر است که به وسیله زنجیری از عدم تعادل ایجاد و نگاه داشته می‌شود. در واقع هدف سیاست توسعه اقتصادی در نظریه رشد نامتوازن این است که سعی کند فرآیند عدم تعادل را به وسیله یک رشته از سرمایه‌گذاری‌های مستقل که در بخش‌های استراتژیک تزریق می‌شود استمرار بخشد و به این ترتیب ممکن است عدم تعادل دقیقاً موجب تسریع روند توسعه شود. در این شرایط سرمایه‌گذاری در صنایع و بخش‌هایی که حداکثر فایده اقتصادی اجتماعی را ایجاد می‌کنند، می‌تواند به مثابه لوکوموتیو رشد اقتصادی عمل کند و سایر بخش‌ها را به دنبال خود بکشاند.

هیرشمن معتقد است که هر منطقه دارای قابلیت‌های رشد است که ممکن است برای سرمایه‌گذاری خاصی مناسب باشد و لذا امکانات منطقه‌ای مشخص کننده بهترین پروژه‌هاه برای تحقق رشد اقتصادی می‌باشد لذا برخی از پروژه‌ها باید برای «سرمایه‌گذاری وسیع» انتخاب شوند و رشد از صنایع پیشرو به صنایع عقب مانده از یک بنگاه به بنگاه دیگر انتقال یابد. سرمایه‌گذاری مستقل در یک صنعت می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های بیشتری را از طریق فشار مازاد تقاضا در صنایعی که عرضه‌کننده مواد مورد نیاز آن صنعت هستند به وجود آورد. سرمایه‌گذاری فوق همچنین از طریق فشار مازاد عرضه موجب تشویق سرمایه‌گذاری در صنایعی که خریدار آن صنعت هستند؛ نیز می‌شود. به همین جهت سرمایه‌گذاری در صنایع و بخش‌هایی که حداکثر فایده اقتصادی اجتماعی را ایجاد می‌کنند و سایر بخش‌های اقتصادی را متاثر می‌کند؛ لازم و ضروری است.

پیوندها یا ارتباط بخش‌های پیشتاز

هیرشمن در انتخاب بخش‌های پیشتاز متذکر می‌شود که طرح‌های «استراتژیک» باید انتخاب شوند. به نظر وی طرح استراتژیک لزوما به لحاظ اقتصادی سودآور نیست بلکه این طرح‌ها می‌توانند نقش رهبری اقتصاد را بر عهده بگیرند و سایر بخش‌ها را به دنبال خود حرکت دهند. طرح‌هایی استراتژیک هستند که دارای بیشترین مبادله با بخش‌های دیگر اقتصادی باشند. لازه به ذکر است که هر سرمایه‌گذاری سه نوع تاثیر بر اقتصاد دارد:

از طریق پیوندهای پیشین: پیوندهایی که موجب تشویق و ترغیب سرمایه‌گذاری در مراحل قبلی تولید می‌شوند.

از طریق پیوندهای پسین: پیوندهایی که موجب تشویق و ترغیب سرمایه‌گذاری در مراحل بعدی تولید می‌شوند.

از طریق پیوندهای هم سطح: پیوندهایی که موجب تشویق و ترغیب سرمایه‌گذاری در مراحل قبلی تولید می‌شوند.

 از پیوندهای پسین و پیشین به عنوان ارتباط عمودی و از پیوندهای هم سطح با عنوان ارتباط افقی استفاده می‌شود. هیرشمن توصیه می‌کند که صنایعی به عنوان پیشتاز انتخاب شوند که دارای بیشترین پیوندهای هم سطح، پیشین و پسین باشند تا بیشترین تاثیر را در تولید، ایجاد اشتغال و توزیع درآمد داشته باشند. در واقع نقطه آغاز فرآیند توسعه در نظریه رشد نامتعادل پیدا کردن طرح‌هایی است که بیشترین پیوند‌های هم سطح، پیشین و پسین را دارا هستند. طرح‌های اجرایی با بیشترین پیوند‌ها از یک کشور به کشور دیگر (از نظر مکان) و از یک دوره به یک دوره (از نظر زمان) کاملاً متفاوت است و تنها می‌توان از طریق تجربه به آن‌ها دست یافت. مثلاً در مورد صنعت فولاد –که دارای پیوندهای پسینی و پیشینی متعددی است-؛ اگر کشوری معادن سنگ‌ آهن نداشته باشد و نتواند در این صنعت سرمایه‌گذاری کند انتخاب این صنعت برای شروع فرآیند رشد اصلا مناسب نیست.

در نظریه رشد نامتوازن صنعت باید بر کشاورزی اولویت داده شود زیرا بخش صنعت نه تنها از کارایی بیشتر برخوردار است بلکه ارتباط عمودی آن نیز دارای اثرات بیشتری بوده و سرمایه‌گذاری القایی زیادتری ایجاد می‌کند؛ در حالی‌که بخش کشاورزی فاقد اثرات ارتباط پسین با سایر بخش‌ها بوده و ارتباط پیشین آن نیز بسیار محدود و ضعیف است. توسعه برخی از فعالیت‌های مکمل نظیر زغال سنگ، سنگ‌ آهن و تولید ماشین‌آلات شاخص مناسبی برای اندازه‌گیری وسعت صنعتی شدن یک جامعه است. نوع خاصی از تکنولوژی پیشرفته و سرمایه‌بر در یک کشور که سابقه کمی در صنعت داشته باشد می‌تواند از تکنولوژی کاربر و ماشین آلات ساده و ابتدایی مناسب‌تر باشد.

زمانی که سرمایه‌گذاری‌ها به کشاورزی، آبیاری، صنایع پوشاک و کالاهای مصرفی اختصاص می‌یابد افزایش تولید این گونه کالاها برای عموم مردم ملموس و مشهود است اما نتیجه سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و اجتماعی باتوجه به اثرات بلندمدت آن حداقل در کوتاه مدت روشن نمی‌شود و به این ترتیب ممکن است مردم در مقابل این گونه سرمایه‌گذاری‌ها که بازده آن را لمس نمی کنند مقاومت کنند، مگر آن که این سیاست‌ها با فشار سیاسی بر جامعه تحمیل شود.

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۸
شهروز صبوری
يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۱ ق.ظ

تئوری رشد متوازن نورکس (1953)

در ادامه سلسله مطالب رشد و توسعه اقتصادی در اولین نظریه رشد به نظریه رشد متوازن اشاره می کنیم :

طی این نظریه اشاره می شود که باید سرمایه کشور به طور برابر و متوازن در تمامی زمینه ها تقسیم گردیده و همگی بخشها به طور یکسان و برابر رشد پیدا کند تا رشد و توسعه بروز پیدا کند برای مثال اگر ما پنج بخش فرهنگ , اقتصاد , کشاورزی , صنعت و آموزش را داریم و پنج میلیون واحد سرمایه کشور می باشد باید به طور مساوی در هر بخش یک میلیون سرمایه گذاری نماییم تا رشد و توسعه در تمامی بخشها حاصل شود.
در مورد فقر نکته جالبی وجود دارد: تمایل فقر به بقا و تداوم آن. دکترین رشد متوازن اقتصادی تنها به منظور شکستن سد فقر در کشورهای در حال توسعه بنا شده است. گویی فقر بخش جدایی ناپذیر خصلت کشورهای در حال توسعه است. به عقیده نورکس، فقر نتیجه دورهای باطل موجود در این کشورها است. وی علت اصلی تداوم فقر در این کشورها را کمبود سرمایه می‌داند. کمبود سرمایه بازدهی تولید را کاهش می‌دهد و چون درآمدها تابعی مستقیم از بازدهی اقتصادی است، سطح درآمدها و تقاضا نیز کاهش خواهد یافت. تقاضای کم، خود به خود بر جریان سرمایه‌گذاری تاثیر خواهد گذاشت. این جریان دایره‌وار به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد و به فقر اقتصادی تداوم می‌بخشد. اساس تئوری رشد متعادل بر دو محور قرار دارد: اولا اعتقاد به وابستگی متقابل بین بخش‌ها و زیربخش‌ها در ایجاد بازار برای یکدیگر که نتیجه آن از بین رفتن کمبود تقاضا بدون اتکا به بازارهای خارجی است. ثانیا اعتقاد به وجود صرفه‌های خارجی حاصل از ایجاد یا تقویت یک فعالیت اقتصادی است. بنابراین رشد متعادل به معنی ایجاد تعادل میان صنایع مختلف، تولیدکنندگان کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی است. همچنین نشان‌دهنده ایجاد تعادل بین بخش صنعت و کشاورزی و نیز بخش‌های داخلی و صادرات است و نیز شامل ایجاد تعادل بین سرمایه‌گذاری‌های بالاسری اجتماعی‌-‌ اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های مستقیم مولد از یک طرف و تعادل بین صرفه‌جویی‌های خارجی عمودی و افقی از طرف دیگر است. به طور کلی تئوری رشد متعادل اقتصادی به معنای سرمایه‌گذاری‌های همزمان و هماهنگ در بخش‌های مختلف اقتصادی به منظور رشد همزمان تمام بخش‌های اقتصادی است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۰۰:۳۱
شهروز صبوری
شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۶ ب.ظ

قانون 60 - 40 - 18

ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺩﺭﻭﺩ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ :
ﻗﺎﻧﻮﻥ ٦٠ /٤٠/ ١٨ ﺩﻛﺘﺮ ﺩﺍﻧﻴﺎﻝ ﺍﻣﻦ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﺪ:
ﺩﺭ ﻫﺠﺪﻩ ﺳﺎﻟﮕﻰ، ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺗﻔﻜﺮ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ
ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ. ﻭﻗﺘﻰ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﺪ،
ﺍﻫﻤﻴﺘﻰ ﻧﻤﻰ ﺩﻫﻴﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ
ﻓﻜﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺷﺼﺖ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻰ ﺷﻮﻳﺪ،
ﭘﻰ ﻣﻰ ﺑﺮﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﺻﻼ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﻤﺎ ﻓﻜﺮ
ﻧﻤﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ
ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﺒﺎﺱ، ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ
ﻫﺪﻓﻬﺎﻯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻓﻜﺮﻯ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻫﺪﺭ ﺩﻫﻴﺪ، ﺻﺮﻑ
ﺗﻔﻜﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻰ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﻣﻰ ﺭﺳﺎﻧﺪ .

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۶
شهروز صبوری
این مقاله در مجلات موج سبز و آفتابگردان منتشر شده و در اولین کنفرانس بازاریابی و برندهای سبز ایران(89) ارائه گردیده است
چکیده

این مقاله مفهوم بازاریابی سبز و روند شکل گیری و تکامل آن را بررسی می کند و وضعیت آن را در ایران تشریح می کند.

کلیدواژه : بازاریابی سبز ؛ بازاریابی اجتماعی ؛ محیط زیست ؛ برند های سبز ؛ دمای بحران



1- مقدمه

در سالهای اخیر می‌شنویم که دهکده جهانی به وجود آمده است و رشد روز افزون ارتباطات همه کشورها، همه مردم و همه علوم را به هم نزدیک یا به نوعی در هم ادغام کرده است، امروزه دیگر علوم را نمیتوان از هم جدا و هر کدام را شعبه ای خاص خود تلقی کرد پزشکی با مهندسی ترکیب شده و علوم فنی با علوم انسانی و... و از این روست که با توجه به مواردی چون رشد بی رویه جمعیت و مصرف گرایی و همچنین از سوی دیگر مصرف منابع طبیعی و ایجاد مشکلات و معضلات زیست محیطی نیاز به ترکیب شعبه هایی از علوم به وجود آمده است که جلوی این مشکلات ایستاده و سعی در مقابله با آنها نماید.

بازاریابی سبز چرا و چگونه؟ با این سوال آغاز میکنیم که چه نیازی به این نوع از ترکیب بین تجارت و محیط زیست وجود دارد؟ و چگونه شد که نیاز به این ترکیب پدیدار شد؟ اگر مختصری به اطراف خویش نگاه کنیم جواب این سوال را می یابیم. اخبار روز را که دنبال میکنیم مملو است از مسائل و معضلات طبیعی که به نظر غیر عادی می آید و نشان از پدید آمدن تغیراتی در وضعیت کره زمین (محیط زیست میلیاردها انسان و انواع موجودات زنده دیگر) می باشد. همه روزه اخباری از این دست در رسانه ها وجود دارد که سیل ویرانگر بخشهایی از جهان را فرا گرفت، طوفان و گردباد مناطقی را در نوردید، گرد و غبار شهرهایی را در بر گرفته و باعث از بین رفتن دید مردم و بروز مشکلات تنفسی شد، در منطقه ای از کره زمین خشکسالی و گرمای بیش از حد و در منطقه ای دیگر سرمای بیش از حد غوغا کرده و مشکلات عدیده ای را به وجود آورد و... که نگرانی بیش از حد هر فردی را می انگیزد که کره زمین را چه می شود؟

پژوهشگران پیش بینی کرده اند که با افزایش دمای کره زمین بیش از دو درجه سانتیگراد حیات انسان و دیگر موجودات به شدت در معرض خطر نابودی قرار خواهد گرفت و به همین دلیل این دما را دمای بحران یا نقطه بحران نامگذاری کرده اند، چرا که افزایش دما بیش از این مقدار باعث بروز طوفانهای سهمگین، خشکسالی، افزایش سطح آبها، گرم شدن کره زمین و در نهایت بیماری و مرگ انسان و دیگر موجودات خواهد شد، برای مثال در دهه های اخیر 15 % از جنگل های حاشیه رود آمازون از بین رفته است که این مسئله معادل انتشار 20 % از گازهای گلخانه ای در سراسر جهان می باشد، همچنین گزارشها حاکی از آن است که تغیرات جوی و ذوب شدن یخها باعث خشک شدن نیمی از جنگل های آمازون تا سال 2030 میلادی خواهد شد و تنها راه جلوگیری از این آسیب جلوگیری از افزایش دمای زمین و تغیرات جوی است. تاثیر مثبت این جنگلها بر آب و هوای کره زمین که با جذب دی اکسید کربن انجام می شود به حدی است که از آنها به عنوان چاه کربن یاد میکنند اما با از بین رفتن حتی بخشی از این جنگلها قسمتی از ریه های زمین از بین رفته و میزان دی اکسید کربن از حالت تعادل خارج می شود.

این تنها مثال کوچکی بود از آنچه که در این مدت در کره زمین جریان داشته است و همچنان نیز در حال ادامه است، چه در کنار آن باید به آلودگی های شدید رودخانه ها و دریاها، استفاده روز افزون از سوخت های فسیلی، تولید میلیونها تن زباله ها و انباشته شدن آنها بر روی هم و یا دفن در زیر خاکها، انتشار گازهای گلخانه ای و افزایش شدید دمای کره زمین که منجر به ذوب شدن یخهای قطب ها و بالا آمدن سطح آبها می شود، نابودی گونه های گیاهی و جانوری و بر هم خوردن تعادل طبیعت و مشکلات دیگری که هر روز نیز بیشتر می شود اشاره کرد که در صورت عدم واکنش از سوی متخصصین امر و کارشناسان آینده ای بس هولناک را پیش روی ما می آورد.

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۴ ، ۱۰:۴۱
شهروز صبوری
پنجشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۳ ق.ظ

کاله در میان برندهای برتر جهانی

برند کاله در میان برندهای برتر غذایی جهان

برند کاله به جمع ۵۰ برند تعیین کننده صنایع غذایی راه یافت.

بسیاری از برندهای صنایع غذایی بسته‌بندی‌شده در آسیا و اقیانوسیه در یک دهه اخیر، نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای را در تنوع‌بخشی، رشد و توسعه بازار جهانی، برعهده‌گرفته‌اند.سایت خبری غذای استرالیا (Australian Food News) اعلام کرد: بر اساس بازارسنجی‌های شرکت بین‌المللی تحقیقات بازار یورو مانیتور (Euromonitor)، برند کاله در کنار برندهایی شناخته‌شده و جهانی همچون دنون، نستله، مگی، ام و ام، کلاگز، لییز، ، ریگلیز، ، کنور، نوتلا و … در ردیف پنجاه برند تعیین‌کننده صنعت غذای جهان قرارگرفته و در بین این رقبای قدرتمند، جایگاه چهل و هشتم را به خود اختصاص داده است.

بر اساس گزارش این سایت که آمار سال ۲۰۰۴ را با ۲۰۱۵ مقایسه کرده، پیشرفت برند ایرانی «کاله» که از رتبه زیر پنجاه به رتبه ۴۸ ارتقا یافته را می‌توان مشاهده کرد.

گفتنی استگروه صنایع غذایی سولیکو (سلیمانی کمپانی)، فعالیت خود را در سال ۱۳۵۲ با اخذ نمایندگی شرکت‌های خارجی آغاز و پس‌ازآن در سال ۱۳۵۶ تولید فراورده‌های گوشتی را در یک کارگاه کوچک همبرگرسازی در یکی از محله‌های قدیمی و اصیل تهران (خیابان آذربایجان) آغاز کرد؛ پس از آن، با تلاشی شبانه‌روزی و مصرانه اقدام به توسعه صنعت غذای بسته‌بندی‌شده در ایران کرد، به‌طوری‌که امروز با تولید بیش از ۳هزار تن در روز فراورده لبنی و فراورده‌های گوشتی و غذاهای آماده منجمد، تولید انواع نوشیدنی‌های طبیعی، محصولات مختلف بستنی، دسر، سس، شکلات و اولین نان فاقد گلوتن، نقش مهمی در تأمین سبد غذایی مصرف‌کننده ایرانی و کشورهای حوزه خلیج‌فارس، آسیای میانه و اروپای شرقی چون عراق، امارات، سوریه، لبنان، ترکمنستان، ارمنستان، گرجستان، بلاروس، اوکراین و مولداوی دارد.

http://www.paresh.org/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%87/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۱:۱۳
شهروز صبوری